العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )
347
بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )
رحمتش ، ستايش ميكنم ستايش كه اقرار بپروردگاريش دارم ، براى پرستش كرنش ميكنم ، رهاشوندهى از گناهش ، پذيرندهى توحيد و يكتائيش ، پناه برندهى از عذابش ، آرزو دارندهى از پروردگارش آمرزشى كه نجات مىدهد روزى كه سرگرم مىشوند هر كسى از فرزند شيرخوار و فرزندانش ، طلب يارى ميكنم از او و هدايت ميخواهم به او ايمان داريم و توكل بر او ، گواهى برايش مىدهم مانند گواهى بنده مخلصى كه يقين دارد ، او را تنها ميكنم مانند تنها نمودن بندهى مؤمن صاحب يقين ، يكتا مىدانم او را مانند يكتا دانستن بندهى مقرّ به او ، براى او در ملكش شريكى نيست ، در كارهايش بزرگترى براى او نباشد ، بزرگتر از اين است كمك كار و مشاور و ياور همكار مانند داشته باشد ، مىداند و راز نگهدارد ، نهانست و خبر مىدهد ، مالك است و مسلط ، نافرمانيش مىشود او در ميگذرد ، پرستش مىشود و قدر دانى مىكند فرمان مىدهد سپس دادگرى مىكند ، گرامى مىدارد و برتر مىكند ، فناپذير نيست ، هميشگى است چيزى همتايش نيست ، او پيش از همه چيز است ، بعد از همه چيز است ، پروردگاريست كه او تنها عزيز است او متمكن به نيرو است ، نگاه بر او احاطه نكند ، نيرومند ، شكست ناپذير ، بينا ، شنوا مهربان و با رحم است ، ناتوانست از ستايش ستايشكننده ، گمراه شود از تعريفش كسى كه بخواهد او را معرفى كند ، نزديك است پس دور پاسخ دهد خواندن كسى كه او را بخواند ، روزى دهد او را و مىبخشد ، صاحب لطفى نهانست و حملهاى سخت و رحمتى گسترده ، كيفرى به درد آورنده ، رحمتش سپرى است پهناور و سودمند و گواهى مىدهم به برانگيختن محمّد بنده و فرستاده و پيامبر و انتخاب شده و دوست و خليل او ، او را برانگيخت در بهترين زمانها هنگام فاصلهى سستى و كفر رحمت از براى بندگانش و سنت براى زياد كردن نعمتش به او نبوتش را پايان داد ، به او دليلش را آشكار ساخت ، پس پند داد و نصيحت كرد و رساند و كوشش كرد بهر مؤمنى مهربانست ، رحيم است ، و بخشنده ، پسنديده ،